درباره این وبلاگ

حضرت عباس فرزند علی است ولی مادرش فاطمه کلابیه (ام البنین) است که زنی یمنی بود و یمنی ها به علت تعصب کور قومیتی که داشتند یمنی تبارهای اسلام را به عرش اعلا بردند و دیگر یاران پیامبر را تحقیر می کردند که در کتاب اسلامهای متعارض اثر ارزشمند تاریخ نگاری بنام آقای خنجی می توانید اطلاعات خوبی درباره نقش یمنی ها در قهرمان سازی از یمنی های شیعه در تاریخ تشیع بدست آورید!

حضرت عباس (ابلفضل و عبیر فضل و ابولفضل و قمر بنی هاشم) نقش جالبی در فرهنگ اسلام ناب محمدی مردم ایران دارد:

1- در نقش امام 3.5 شیعیان مهمتر از امامان!
2- در نقش بیمه گر رایگان (بیمه ابوالفضل)
3- به عنوان ابزار برای قسم راست و دروغ بخصوص در بازار
4- در نقش اصوات تعجب و حیرت و ترس ( یا ابلفضل !)

5- در نقش کمک مربی وزنه برداری و داروی دوپینگ . البته فقط وقتی کارساز است که وزنه بردار غولی مثل رضازاده باشد.

در این وبلاگ بسته به این پنج نقش مطالبی برای شما خوانندگان وبلاگ خواهیم نوشت.

گلچین جوک و داستانهای کوتاه ویژه محرم 21 آبان 1392



ابواصلاح خدمت امام‌نقی رسید و گفت: عَمام٬ از حبس خانگی اباسبز هزار روز گذشت.
امام سرش را از زیر عبایش بیرون آورد و با لبخندی امام‌گونه برلب گفت:
تو راست می‌گی٬ راستی از تیرباران های بی محاکمه روی سقف چند هزار روز گذشت؟
از اعدام های فله ای تابستان سیاه چند هزار روز گذشت؟
از قتل های زنجیره ای چندهزار روز گذشت؟
از سربه نیست شدن دانشجویان کوی چندهزار روز گذشت؟
از کشته شدن جنشیان سبز چند هزار روز گذشت؟ از ......

روایت است که ابواصلاح مدتها بود که خشتک دریده و تا دماوند دویده بود.

امام و رحمت اسلامی


=============================

پس از واقعه ناقورا,امام نقی (س) خواهر امام حسین,سخنان آتشینی را بر ضد شمریان بر زبان می آورد, اما چون امام نقی زن زشتی بود کسی دورش جمع نمیشد که مزخرفاتش را گوش دهد,حضرتش مجبور بودند هر وقت مزخرفانی (سخنرانی)دارندبین ملت همیشه در صحنه سامرا غذای نذری یا کیک و ساندیس پخش کنند تا جمعیتی دورشان را فرا بگیرد.



))))))))))))))))))))))))))))

این سایت نذری یاب است که اسلام را زنده نگاه داشته است.

www.nazriyab.com/?tehran

امام نقی (مدرن ) .بعد از اینکه مطمئن شدند عسگری توانایی امامت ندارد ,او را در دوره های فراگیر غیر حضوری با سهمیه خانواده امامت ثبت نام فرمودند .
راوی چنین میگوید که بعد از ١٢ سال ایشان تز پایان نامه خود را با عنوان "نرم افزار نذری یاب "با درجه عالی به پایان رسانده و تقدیم به سرور و سالار شهیدان نمودند
+++++++++++++++++++++++++++


چگونه است که جدت حسین و خدمه اش از آن دو رودخانه پر آب و دراز نتوانستند آب بیاورند؟ آیا اگر اندکی مخالف جهت لشکر یزید میتاختند به رودخانه نمیرسیدند؟
امام نقی (دمرالتمرکز) با چشمانی گرد به سریش ابن هذیانی (شخص سوال کننده) نگاه کرد و اورا به دو نیم تقسیم کرد,سپس بالای سر جسدش در حالی بول میکرد فرمود: جدم حسین و 72 یارش را در گودالی محبوس کرده بودند,چرا به اعتقادات ما توهین میکنید؟
سپس برای خواندن نوحه راهی مسجد شدند.‬


***********************


در وسط تعزیه امام حسین ( ع ) دیده شد : هنرپیشه علی‌ اصغر ، دست کرد جیبش یک بسته به امام حسین ( ع ) داد ، آن معصوم بسته را برد تو پستو بازش کرد، آبش کرد ، تزریقش کرد، ...

برگشت تو میدون و این بار پیروز میدون میشد ! اما بعد از ۲۰ دقیقه باز دنبالِ علی‌ اصغر می‌گشت .

منبع: معصومینِ آنها ، معصومینِ ما


$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$4


ابن فضول بر امام وارد شد و پرسید: یابن رسولولا. بواسیرت بر دهانم! چرا الله در جنگ بدر لشگری از فرشتگان برای کمک به سپاه محمد فرستاد ولی در کربلا حسین را با 72 نفر تنها گذاشت؟ حضرت اهی از پایین کشید و فرمود: والا تا اونجا که میدونم قرار بود اینجا هم فرشته ها بیان کمک. حتی وسایلشون رو جمع کرده بودند و توی ترمینال منتظر اتوبوس بودند. ولی وقتی صحنه واجبی کشیدن حسین و یارانش را دیدند کلا گرخیدند و ترجیح دادند از بارگاه الهی رونده بشن تا ...نده!!

دیشب باباتو واجبی کشیدم آیدا - ص69


#####################
به این لینک زیربرید و همش را بخوانید خیلی خنده داره. دستکمی از جوکهای امام نقی نداره!
لینک حدیث: خربزه ناشتا نخورید چون اگر خربزه، ناشتا خورده شود، فلجی می آورد

ظهر عاشورا بود,تمام هیئت های سامرا دور میدان اصلی شهر جمع شدند,هر هیئتی ریتم طبل و دهل خود را داشت,غوغایی بود,بعد از نماز ظهر دسته های عزاداری به سمت هیئت ها برای صرف ناهار به حرکت درآمدند,امام نقی (سیخ الائمه) وقتی صدای طبل بازگشت دسته ها را شنید از بستر سبزه مزبله ایی که شب تاسوعا معتصم برایش فرستاده بود بلند شد تا از غداهای نذری عقب نیوفتد,ناگاه امام ضعفی در پاهای خویش احساس کرد, به سمت درب منزل رفت که ناگاه با صورت بر زمین خورد,آری امام نقی فلج شده بود,با چشمان معصوم ائمه ایی به آن سبزه مزبله و پوست های خربزه نگریست,و اشکی از گوشه چشمش خارج شد و صدای معتصم شنیده میشد که بچه ها بدویید هیئت بالا گوشت نذری میدهد...
----------------------------------------------------------------------
" اگر خربزه، ناشتا خورده شود، فلجی می آورد" امام صادق طب الصادق



@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@



عفیییییییر بدو بدو بدو
زود باش اومدن
بدو زود باش فرصت از دست میره
بدو لامصب حیف نون زود باش
اون راه رو ببند هیت کوچه بغلی نیاد تو خیابون ما ، داف های ما رو بور میزنن!

امام در حال مدیریت بحران ، مقابل هیت منصوب به خودشان


&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&


صحنه: خیمه امام نقی- شب عاشورا
امام و اصحاب با ماتحت برهنه در حال نوره کشیدن
نقی: زود باشید... الان صبح میشه... کلی کار داریم...
شمقدر: نقی من دستم نمیرسه به اونجام... چیکار کنم؟
نقی: مگه تو هم قراره شهید بشی؟ تو باید راه منو ادامه بدی...
سوسن : نقی این جعبه دیلدوهای منو ندیدی؟ ... خاک بر سرم.. ببین چه برقش انداخته... ذلیل مرده واسه من یه عمر با پشم و پیل اومدی جماع... مگه اون دنیا نبینمت...
عسگری: بابا منم بمالم؟
نقی: تو بشین سرجات. نوره به کجات میخوای بمالی؟
ابولاشی: حالا چه کاریه؟ خوب نمیشد تو بهشت مارو اپیلاسیون شده محشور کنن؟
نقی: چی بگم والا... این سنت جدمونم شده داستان واسه ما... آی شمقدر...پس این آب چی شد؟
شمقدر: آب؟ مگه آبم لازمه؟... جدتم با آب شسته خودشو؟
نقی: پس چی؟ نمیشه که همینجوری.
سوسن: صبر کن ببینم. اگه آب داشتن فلانشونو بشورن دیگه این روضه العطش العطش تو چیه هر سال ملتو اسکل میکنی؟

نقی: بابا ول کن. داره میسوزونه... حالا ما یه چاخانی واسه ملت میبافیم تو که دیگه نباید باور کنی. الان همه برشته میشیم... شمقدر جان بدو یه امان نامه بنویس ببر بده به یزید. چند تا دبه آب بگیر بشوریم این بی صاحابمونو... بگو گه خوردیم. فقط آب بگیر... بدوووو


$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$

به فرزندان خود زرنگ بازى و لايى کشى در صف بياموزيد

امام نقى، پس از اينکه عسگرى دست از شوشول درازتر، بدون نذرى به منزل برگشته بود

############################3








گلچین جوک و داستان های کوتاه ویژه محرم 20 آبان 1392

امام نقی کتابی نوشته بودند با نام « نظریه قبض و بسط تئوریک نازیسم»، و در آن کتاب، پیوند محکمی بین مبانی نازیسم، با مفاهیمی چون حقوق بشر، لیبرالیسم و حقوق اقلیت ها برقرار نموده بودند...!!
سیره النقی / نوشته ابن قنبل/ فصل ماله / بخش سنگ پا

به زبانی ساده:چرا نمی توان از نظریه قبض و بسط تئوریک شریعت، ارایه شده توسط دکتر سروش برای ماله کشی بر اسلام، استفاده کرد؟!


&&&&&&&&&&&&&&&&


از كرامات امام نقى(ع) همين بس كه در مستراح چون آب مى ريخت مى فرمود "سلام برحسين" و چون سنده به غايت برزگش را مشاهده مى كرد مى فرمود "سلام بر سجاد"!

امام نقى و ياد كردن از اجدادشان در همه وقت


$$$$$$$$$$$$$$$

امام نقی (ع) در خیمه نشسته بود و شدت تشنگی حال باد زدن خود را نداشت,مگسی دور دهان امام گل چرخ میزد و امام گهگداری با دست چپ مگس را میپراند, ناگاه از دور گرد و خاکی را دید,بلند شد و به سختی بالای جهاز اشتران رفت,ناگاه جیغ کشان زین را پشت علی اصغر انداخت و شروع به تاختن آن طفل معصوم کرد و از صحرای کربلا گریخت,...
...ابو سه پیچ تاریخ نویس میگوید پس از اندکی عبیرفلض را دیدم که بدون دست و پا با مشک آبی در دهان ,خزش کنان به سمت خیمه می آید.


@@@@@@@@@@@@22


روایت است که امام و ابوداف در حال تماشای تی وی بودند که تصاویر مربوط به بدرقه ضریح جدید حسین از ایران به کربلا پخش شد.
 حضرت در حالی که شجره طیبه شان را می خاراندند فرمودند: (( مثل پارسیانی که اینگونه به دنبال ضریح جدم افتاده و خودشان را جر میدهند مثل کسی است که دزد به خانه اش زده و زنش را سپوخته و مالش را میبرد. و او با رضایت دزد را تا دم در همراهی میکند)) . سپس کانال ایکس ایکس ال را سرچ کرده و دیدند قفل است! و به تماشای زلال احکام رضایت دادند.

سنده الاشیعه – ص

+++++++++++++


ابوگير مستراحي خدمت امام نقي (ع) مشرّف شده و پرسيد: يا نقي! آيا به نظر شما، عامل اصلي واقعه عاشورا شهادت طلبي حسين (ع) بود يا علاقه ايشان به دفاع از اسلام؟
امام فرمودند هيچ كدام!
به خدا قسم كه عامل اصلي واقعه عاشورا "ازدياد تستسترون " بود!
..........
منبع: روضة المني. جلد سوم. صفحه چسبناك


&&&&&&&&&&&&&

صحرا داغ بود و لب ها تشنه ... زنها مویه کشان به هر سو میدویدند و سر و صورت خود را چنگ میزدند ... ابل فرض با دست و پای بریده مشک سولاخ! شده ی آب را به دندان رفته به سوی خیمه ها میخزید ... لشکریان کفر با خنده های شیطانی تیرهای خود را به سوی خاندان پاک رسول دولا نشانه گرفته بودند ... امام نقی (گچ پژ) که طاقت دیدن اینچنین ظلمی را نداشت علی اصغر را زیر بغل زده و برای تفخیذ آن طفل معصوم به سمت کوه دویدن آغاز کرد ...
گوشه ای از واقعه ی ناقورا


##############


ابن مضجع یغلوی روایت میکند که روزی امام و اصحاب در حال ورق بازی در مسجد سامرا بودند که سعید ابن قوادیان وارد شد.

امام رو به او کرد و فرمود: شنیده ام که مصیبت جدم را خوب میخوانی .برایمان از کربلا بخوان.

 وی نیز با گوزناله های لایت مداحی را آغاز نمود و امام هم سر در گریبان برده و شانه هایش به آرامی تکان میخورد. با بالا رفتن صدای مداح تکانهای شانه امام شدیدتر میشد و اصحاب نیز به هوای گریه امام خشتکها دریده و نعره میزدند که ناگهان امام از خنده کف زمین ولو شده و چنان قهقهه میزدند که بیم آن میرفت مسجد را با بول معطرشان غرق کنند.

 شمقدر خودش را به امام رساند و یواشکی گفت: بابا نقی ضایع نکن دیگه. مثلا روضه جدته ها... امام که از خنده ضعف کرده بود فرمود: به خدا سوگند که چیزی برایم مفرح تر نمایش این جانوران بدصدا نیست.

آنگاه به شمقدر دستور دادند ملعون را با لگد به بیرون هدایت کرده و خودشان با سه تن از اصحاب که خشتکشان سالم بود به بازی حکم نشستند.

کثافت الروضه - ص 69


*****************


امام نقی هر چهار سال یکبار، مراسمی با نام «جماع الجماعه فی العتکاف» بر پا می کردند، تا به یاد مسلمانان بیاورند که در جهنم، چه اتفاقاتی رخ می دهد.
ایشان تمامی مسلمین را در مسجد جامعه سامرا جمع می کردند، و با یک چوب یک متری، ماتحت مسلمین را مورد عنایت نقوی قرار می دادند.
آن حضرت آنقدر به دمکراسی اعتقاد راسخ داشت که اجازه می داد خود مردم، از بین چوب ها، یکی را انتخاب کنند. چوب ها نام های متفاوتی داشتند، مثلا: روحانی، احمدی نژاد، رفسنجانی، موسوی، کروبی، خاتمی...!
البته امام نقی، چون معتقد بودند مردم بی شعور هستند، لذا یک شورای نگهبان درست کرده بودند که با نظارت استصوابی خود، چوب های بد و غیر اسلامی را که التزام عملی به ولایت فقیه نداشتند، فیلتر کنند...!!
منبع: سیره النقی/ نوشته ابن قنبل / فصل دمقراسی دینی


******************

از مفت خور هيئتى نقل است که امام نقى آنقدر در ماه محرم از علم لدنى شان براى پيدا کردن هيئت هايى که شام ميدادند استفاده کرد، که علم لدنى ايشان سوخت و پس از ماه محرم، معتصم به راحتى او را با آب انگور مسموم به شهادت رساند


%%%%%%%%%%%%%%%%%%
هشتم محرم بود كه نقي(ع) از نوك با تا صورت مبارك را ابيلاسيون فرمود و جنان ليز و ناز شد كه حيفش امد خودش را حرام سوسن و لايشه كند . هوس حوريان ولكنش نبود ، راه افتاد تا خون به با كند و كشته شود حتي اردكهاي محله هم نتوانستند دشداشه اش را بكشند از بس كه رو بدن مبارك سُر ميخورد !

منبع : بيوتي سالن كربلا


ابوالفضل چقدر زیر ابروهاشو خوب برداشته! سایه چشم هم زده! رژ گونه هم همینطور!
طوری آرایشش کردن که انگار مثلا داشته میرفته به عروسی، نه میدان جنگ...
حالا کاری هم به اون گردنبند ذوالنعوظیش نداریم...


!@#$%^!@#$%^&


عفیر (رضی الله) نقل میکند: امام نقی پس از اینکه به معراج رسیدند، یک لگدی به من زدند و در حین تمیز کردن ذوالنعوذشان،خطاب به من فرمودند : اووووف چه حالی دادی...... معراج که بودم خدا گفت اول قرار بوده که تو بجای جدم حسین باشی و حسین بجای تو، اما حساب کتاب کرده متوجه شده که تو از اون بیشتر میفهمی و ممکنه شهید نشوی و کنیز بازی و قرمه سبزی، شله زرد، روضه خونی و محرم و صفر و اسلام به خطر بيفته.

(امام و راضی کردن عفیر برای یک دست معراج دیگر

############

امام نقي (ع) دوست نداشت كارها را براي دقيقه نود نكه دارد از اين رو هشتم محرم همه جندر غاز لشكرش را جمع كرد ، شمع ها دوبله روشن كرد و فرمود : تو جشمام نكاه كنين ؛حوصله سوسول بازي ندارم فردا رو هستين يا نه ؟
سجاد : رو من حساب نكن وقت دكتر دارم
ابوالفضل : شرمنده با دختر يزيد سردجله قرار دارم
قاسم : ميريم حلقه عروسيمونو بخريم
حر: نظرم عوض شد دوباره ميرم بيش يزيد .
علي اكبر : با برو بكس ميريم دور دور
سوسن : وقت واكسن علي اصغره
زينب : بريودم فشارم افتاده
سكينه :...
رقيه:...
و اينكونه بود كه نقي با يزيد صلح كرد و سالها با خوشي زيست
مزاياي لشكر بي حس و حال


&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&

امام پس از دیدن نذورات رنگارنگ در محرم و تصور گرسنگی ها و بوی بد دهان در رمضان ، طی یک اقدام عنقلابی! جای پسوند حرام و مبارک این دو ماه را با هم عوض نمودند 
(نقی امامی عن قلابی)


+++++++++++++++++++++


قال نقی (عین) :

ﺩﺭﺱ ﺧﻮﺍﻧﺪﻥ ﺍگر به قصد لذت باشد حرام است!!


@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@


یکی از مهمترین ساعات سال برای حضرت ظهر عاشورا بود. به همین دلیل ایشان و اهل بیتشان برای کسب ثواب بیشتر از یک ماه قبل تمرینات بدنسازی سنگینی را انجام میدادند و با یک برنامه ریزی دقیق و حساب شده عمل میکردند. به اینصورت که ایشان و تیم همراهشان (عسگری-عفیر-شمقدر-سوسن- لایشه و قنبر) هر کدام یک هیئت را نشان کرده و پس از دریافت غذا به سرعت نور به بیت بازگشته قابلمه ها را خالی نموده و هیئت هایشان را عوض میکردند و به این روش از هر هیئت چندین بار غذا میگرفتند . روایت است روزی ابولاشی از امام پرسید: پس تکلیف نماز ظهر عاشورا چه میشود؟ امام بیلاخی دشمن شکن حواله وی نموده و فرمودند: سیکتیر بابا... ته دیگو بچسب!

مخازن الاستفراغ – علامه ملین


+++++++++++++++++++++++


جوک و داستانهای کوتاه ویژه محرم 18 آبان 1392

بوالله اگر به جای این ۷۲ تا یار شکم گنده بی خاصیت، ۷ تا جنگجوی سامورایی داشتم، به جای به فناک رفتن الان حرمسرایم از کنیزهای تصرفی لبریز و سلطنت در خاندانم جاودان شده بود.

امام نقی چند دقیقه قبل از شهادت در واقعه ناقورا


*******************


این کسانی که عاشورا قیمه می‌دهند و آن داف های خسته ای که در این روزها فعال می‌شوند، آیا نشنیده اند که: کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا؟! به خدای سوگند که غفلت می‌کنید!
_ فرازی از بیانات امام در بسط جاذبه های عاشورا‬



&&&&&&&&&&&&&&&&&&


نقی علیه اسلام در روز حشر در حال کشتن دشمنان اسلام بود که چشمش به هارد ابن اکسترنال افتاد که بدون هیچ حرکتی گوشه ای نشسته بود ، بی درنگ به او نازل شد و با ذولنقار پس کله ی هارد ابن اسکترنال زد و گفت چه میکنی ای بی مصرف چرا قتل و عام نمیکنی ؟

هارد ابن اکسترنال در جواب گفت یو اس بیم به فدایت در حال ثبت و ذخیره سازیِ وقایع هستم برای ملاهای 1400 سال بعد ،

و اینگونه شد که نقی مابقی جنگ را با خشتک دریده ادامه داد !

بقای امام بواسطه التکنولوژ ، جلد هفتم سخت افزار ، خط هشتم


##################

مزد مداح را پیش از خشک شدن اشکتان بپردازید!

امام نقی و تبانی با مداحان سامرا


^^^^^^^^^^^^^^^^^^

"به خدا سوگند مرگ با عزت، برای من بسی گواراتر از زندگی با این سوسن است".
امام نقی پس از گفتن این حدیث، چون جایی برای قهر کردن نداشت، عزت و لایشه را برداشت و به صحرای کربلا شتافت.

منبع: حضرت وَردنه (رض


@@@@@@@@@@@@@@@

‫سوره مبارکه محرم

ق.ی.م.ه* قسم به زوزه مداحان* قسم به ترافیک خیابانها برای خوردن چای مفتی(و فحش خارومادری که نثارشان میشود) * قسم به شبی 3 میلیون نرخ مداحی آقایان* قسم به زورگیران و اراذل محل * که جلوی دسته زنجیر میزنند و علم بلند میکنند* قسم به پراید هاچ بک خسته (با سیستم صوتی خفن) * که ساسی مانکن و تتلو را خاموش میکند(به حرمت محرم) تا سی دی نوحه گوش کند* و روی کاپوتش بنویسد یا حسین* و شب عاشورا داف بلند کند بلند کردنی!*قسم به آنان که سگ حسینند* و پاچه ملت را میگیرند* قسم به سید احمد خاتمی* که نمونه قبل از تکامل شمر است و از نشانه های قدرت ما*قسم به سعید حدادیان که دیدنش کفاره دارد* قسم به عرق خور محله* که دهانش را آب کشیده و تا آخر صفر لب به عرق نمیزند* قسم به مرسدس بنز اس-500 * که صاحبش در صف غذای نذری فحاشی میکند* البته غذا میبرد برای تبرکش ها * قسم به sound check نوازندگان قبل از حرکت دسته * قسم به بیخواب شدن ملت از صدای گله عزادارن در خیابان* چقدر قسم بخوریم از دست شما* یک داستانی بود و تمام شد رفت پی کارش* ول کنید جان مادرتان*... اوه ...پیف... منظورمان این ول کردن نبود بی ادبها* همانا آدم بشو نیستید شما* بروید و آنقدر با زنجیر و قمه به سر(و ماتحت) خود بزنید تا جانتان درآید* وای بر آنان که هرگز نمیفهمند

صدق النقی العظیم


!!!!!!!!!!!!!!!1


امام در ظهر ناقورا قصد داشت خیمه ها را آتش بزند تا یادآور مظلومیت جدش عباعبدولاه باشد که ناگهان در مچد را باز کردند و جمعیت حاضر برای گرفتن غذا به داخل حمله ور شدند.
حضرت نگاه غریبانه ای به خیمه ها انداخته و با بغض فرمودند: به خدا قسم که این قیمه ی نذری است که اسلام را زنده نگه داشته است. سپس هروله کنان به سمت دیگ غذا یورش بردند.

امام نقی و معصومیت از دست رفته


################


باز این چه عرعر است که در خلق عالم است؟
باز این چه قیمه و چه غذا و چه مـــاتــم است؟

بــاز این چــه شیحه عظیم است اندر زمین؟
کـــه در واحــد دسی‌بل عــددی اعظم است

گــویا آب ریــخته‌اند لانه‌ی مـــســـلمـــانان
که اینچنین همه‌شان دلگیر و در غــم است

چنان میزنند بر سر و سینه خود که همی
انـگار نـه انــگار که این بـــدن آدم اســت

پرسیدم ز ابولاشی شــرح این رســتـخـیز
گفتا که این همه هنگامه مال محرم است!

این همـه قیــمه و غذا هم که میــبــیــنی
سوخــت مسلمانان بـــرای مـاتــم است

چنان شلوغ میشود مجلس به وقت غذا
که مانند جمع خران همـی در هم است...

شاعر: منقشم ناقانی، به کمک پرو ویتامین نقی11


$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$


روزی از روزهای سخت ماه رمضان امام نقی در جمع اصحاب سامرا نگاهی عاقل اندر نقی به مردم تشنه لب و گشنه دل و کج و معوج پای منبر خویش انداخت و فرمود: 
این محرم و صفر است که اسلام را زنده نگه داشته است وگرنه رمضان تا حالا کلک اسلام را چندین بار کنده بود!

امام نقی در وصف فشار بی از حد، نقافیح و الجناح، جلد سه، پاراگراف هشت

%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%


وايسيد منم بيام نامردا،
اگه دين نداريد لااقل يه غذام واسه من بگيريد

امام نقى در حالى که اصحاب علم و طبل و دقل و پرچم و زنجير ها را روى دوش ايشان گذاشته و براى گرفتن نذرى به هيئت حمله ور شده بودند


&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&


پس از واقعه عاشورا میان مرده خوران اختلاف افتاد و فرقه انحرافی «چلوکبابیه» شکل گرفت. در جنگ سختی که بین چلوکبابیان و «اهل قیمه» درگرفت چلوکبابیان شکست سختی خوردند.
چلوکبابیان در پی این شکست با جماعت «اخوان الآبگوشتیه» بر ضد اهل قیمه ائتلاف کرده و به کمک آن ها، و با دلاوری های فرمانده شهید «نخود ابن فتق»، از فناوری سلاح شیمیایی بر ضد جبهه مخالف بهره گرفتند. در پی این شکست سهمگین قرارداد ننگین «چای گلستان» بسته شد. ولی کمی بعد اهل قیمه به کمک «باقالیون» توانستند نبرد را مغلوبه کنند. سردار رشید «ابو بادمجان» نقش بزرگی در این پیروزی داشت.

تاریخ عاشورا، به روایت ‬ابن نقی


++++++++++++++++++++++


امام (ژتون الالله علیه) هرگاه برای مذاکره به ژنو سفر می کرد، لایشه را با خودش می برد. به این ترتیب سفرا و وزرا برای دیدار و چانه زنی با ایشان، مانند گربه هایی که دور گوشت نذری جمع می شوند، شتابان به نزد ایشان می دویدند.

ایشان همواره در بیانیه های پایان مذاکرات، هرگونه ارتباط بین لایشه با حقوق مردم را تکذیب می نمودند


#######################


این لیمو امانیست که قیمه را زنده نگه داشته است و این قیمه است که عاشورا را زنده نگه داشته است و این عاشوراست که اسلام را زنده نگه داشته است.در نتیجه این لیمو امانیست که اسلام را زنده نگه داشته است.پس لیمو امانی از سرداران اسلامست.

فرازهایی از بیانات امام در بزرگداشت شهید لیمو امانی


***********************

قال نقی (ع) : این محرم و صفر است که شغل روضه خوان‌ها و آخوندها را زنده نگه داشته است.

کارآفرینی و اسلام - ج۱۰ - ص۱


######################


اگر دین ندارید لااقل نذری نگیرید !

امام نقی بعد از کتک خوردن در صف شلوغ نذری



%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%


به جدم "علی بن آب طالبی" قسم، اگر خورشید را در دست راستم و ماه را در دست چپم قرار دهید، حتما تعادلم بهم خواهد خورد!

[امام نقی، وقتی متوجه اختلاف اندازه ماه و خورشید شدند]‬


^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^

از نقوی عزیز منقی دو عالم نقل است که:

[دایی‌جان‌نقی]: قااااااســـم! زودتر بگو ببینم تو ناقورا چه اتفاقی افتاده؟
[حرضت قاسم]: آقا دروغ چرا؟ تا قبر آ-آ-آ-آ، ما که با چشم خودمان ندیدیم، از پیرزن یهودی شنیدیم، اون هم از زن شیرعلی قصاب شنیده، اون هم از زعفر جنی...
[دایی‌جان‌نقی]: انقدر حاشیه نرو احمق! جونم به لبم رسید، میگی چی شده یا نه؟!!
[حرضت قاسم]: چشم آقا، الان می‌گیم. آقا، این اشقیا یه تیر سه‌شعبه انداختند که ناغافل خورده به ناموس عس
گری کوچولو، پنداری ماشین لباسشویی آقازاده دووووووود شده، رفته هوا... آقا، ما خودمان یه همشهری داشتیم...
[دایی‌جان‌نقی]: خفه شو قاسم! این مزخرفات چیه میگی؟ اگه مردم بلاد پارس بفهمن که دیگه وجوهات نمیدن! مگه نمی‌دونی که پای آبروی یه خانواده اشرافی در میونه...!

(فرازهای از سناریوی سیاسی-الهی-چاخانی امام غائب شیعیان)


#####################


ز نقوی گرانمایه ناقشتین عزیز
ای مالک!
بدان که بهترین ته دیگ ها، ته دیگ سیب زمینی زیر ماکارونی است. ولی امان از جابران و ظالمانی که در هیئت ها ماکارونی نمی دهند. عجالتا ته دیگت را با قرمه سبزی هم آغشته کنی بد نمی شود.
ای مالک! بدان که زمان کوتاه است و ملت گرسنه. پس اگر فس فس نمایی این* هم گیرت نمی آید. پس در گرفتن غذا و تنه زدن به مردم چنان سریع باش که گویی حق مظلومی از ظالم می ستانی.
ای مالک! بدان که در تکایا و مساجد جز بوی جوراب و عرق زیر بغل آغشته به گلاب و عرعر مداح چیزی نیست. پس از بیرون نظاره گر سیرک باش و وقت غذا خودت را در صف جا بزن. بدان که فلسفه محرم بر مفت خوری و شکم چرانی استوار گشته و تا می توانی آن را گسترش بده که نان من و تو در آن است.

* شجره طیبه ی حضرت


&&&&&&&&&&&&&&&&&


ابو سنده بر امام وارد شد و گفت یبن رسول شعر " بنی آدم اعضای یکدیگرند -- که در آفرینش ز یک گوهرند " به چه معنی است؟؟
 امام فرمود مصراع اول به این اشاره می کند که انسانها می توانند عضوی از بدن همدیگر باشند مثلاً کفار نقش ذوالنعوذ مسلمین را دارند و به همین دلیل همانطور که ما در ختنه کله ی آلت را می زنیم پس حق داریم که کله ی کفار را نیز بزنیم!!! 

مصراع دوم نیز دارای نکته بسیار ظریفی است !!دقت کنید اینجا به نقش یک گوهر و نه دو گوهر !! تاکید دارد و آن گوهر نیز همان بیضه ی چپ است که در اسلام از ارزش مادی و معنوی بسیار زیادی برخوردار است و معادل دو سوم دیه ی کامل یک مرد در نظر گرفته شده است ( بوستان نقوی_ تحلیل های ادبی -اسلامی)


%%%%%%%%%%%%%%%%%%

صبح روز دهم، امام نقى(ع) آماده شهادت می شد و فرمان داد که در خيمه اى نوره (واجبی) آورده و آن را در جامى بزرگ بریزند. سپس رو به ٧٢ يار باوفايشان كرده و فرمود: "به خدا سوگند كه میان ما با دخترکان زیبای فراخ چشم بهشتی جز این نمانده که دشمنان با شمشیرهایشان بر ما تازند و آنگاه ما یکراست به آغوش حوريان بال کشیم، پس با نوره عورت خود صيقل دهيد تا در بهشت معطل نگرديد".

 سپس حضرت خود به درون خيمه رفتند و يارانشان هم دوان دوان وارد و به نوره كشيدن مشغول شدند. چون همه نوره كشيدند ابو مَلَنگ از ته خيمه ندا داد كه اى مولاى من، حالكه نوره كشيديم چه كنيم؟ حضرت فرمود: "اى نادان! بعد از پنج دقيقه با آب می شوییم".

 ابولاشى چون اين را شنيد دو دستى بر سر خود كوفت و گفت: حضرتا، آب را كه بر ما بسته اند ، وامصيبتا كه نوره عورتمان را بسوزاند و بى عورت هم بهشت از جهنم بدتر است...

از ابن خنّاق از سرلشگریان سپاه ابن زياد نقل است كه نزديك ظهر با جمعى از سپاهيان از آب فرات حفاظت ميكرديم، ناگهان نقى ابن تقى را با ٧٢ نفر از اصحابش ديدم كه عريان، دست بر عورت خود گرفته و با فرياد سوختم سوختم به سمت ما هجوم مى آورند، پس جملگى خشتك زرد كرده و از مهلكه گريختيم..... 
تاريخ دَمَرى/شرح واقعه ناقورا

$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$


گر معین ندارید، لا اقل هایده گوش بدهید.

------

حدیث معروف از امام نقی که بعد ها تحریف شد



+++++++++++++++++++++

مدرسه گلهای سامرا کلاس انشا
موضوع انشاء عسکری : ماه محرم
.
بنام بابام نقی
محرم خیلی خوب است، ما محرم را دوست داریم
..

شمقدر رضی الله عنه پوسترهای گلزار و مهناز افشار را از بساطش جمع می‌کند
و آخرین ورژن! پوسترهای علی‌اکبر و حضرت عباس را در بساطش پهن می کند
..
من هر شب با دوست دخترم به هیئت میروم چون فقط این روزها اجازه میدهند دوست دخترم تا آخر شب بیرون باشد !(در بعضی منابع بجای دوست دختر دیلدوی مامان سوسی امده)
..
عفیر، شب ها در تکیه لخت می‌شود و میانداری می‌کند
[ و روزها مردم را لخت می‌کند و زورگیری]
..
آقای بوگیر مستراحی تا پایان اربعین تمام پاساژش را سیاه می‌کند
[ و تا آخر سال هم مشتری‌ هایش را]
..
ابولاشی صاحب بزرگترین بنگاه ملک و ماشین شهر، يكماه تکیه راه می‌ اندازد
و خودش در روز تاسوعا سر مردم گل می‌مالد..!
[و یازده ماه هم سرشان شیره]
..
مامان سوسی رییس شرکت لبنیات و شیر و ممه !
سی شب شیر صلواتی به خلق خدا می‌دهد
[و سیصد و سی و پنج روز هم با اضافه کردن آب, شیرشان را می‌دوشد]
..
بابا نقی بعد از محرم یک خانه جدید میخرد
و بعد از یه ماه عزاداری یه سال به ریش مردم میخندد و مخالفان را شکنجه میکند !
..
همکلاسی هایم نیز پاتوقشان را از جلو مدارس دخترانه به دسته‌های عزاداری انتقال میدهند و برایشان اسفند دود میکنند و شماره میدهند
..
پس نتیجه میگیریم محرم خـــــیلی خوب است و به ما خوش میگذرد ،
از بابام میخواهیم مدتش را طـــــولانی تر کنند


%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%


روزی امام نقی با ابولاشی وقت شام جلو درب هیئت متوسلین به عفیر داشت در مورد راه های جدید استبراء بحث علمی میکرد,ابو ابن پیاز بادمجانی دو پرس غذای نذری به آنها داد,

امام تا درب ظرف را گشودند زیر گریه زدند,ابو پیاز بادمجانی پرسید چه شده یا امام,به یاد مظلومیت جدتان حسین گریه میکنید؟ 

 امام هق هق کنان فرمود,خیر برای مظلومیت خودم گریه میکنم چراکه یک هیئت چلوکباب دست ما نمیدهد,آخر من از قیمه بدم می آید,سپس با چشمانی اشکبار راهی منزل شد.


###################$


‬

گلچین جوکهای محرم 16 آبان 1392

امام نقى: اين محرم و صفدر است كه اسلام را زنده نگه داشته.

عفير و شمقدر علم به دست وارد شده: هوى بولجبين! پس ما كه علم نگه مى داريم هويجيم؟
نقى خشتكى مى خاراند: پس اين محرم و صفدر و عفير و شمقدر است كه اسلام را اينطور نگه داشته!

سوسن و لايشه كفگير به دست از آشپزخانه به سوى نقى ميايند: ذليل مرده، پس ما كه قيمه درست مى كنيم آب بينى باباتيم؟
نقى نفسى گرفته: پس اين محرم و صفدر و عفير و شمقدر و سوسن و لايشه است كه اسلام را نگه داشته!

عسگرى با شنيدن اين سخن كشف عورت كرده و مظلوميت خود را به رخ مى كشد: من كه شوشولم رو تو راه اسلام دادم چى پس؟

حضرت از عصبانيت كف به دهان آورده و چند فحش آبدار نثار جد و آبادش مى كند: ولم كنيد بابا، اصلا اين حماقت امت است كه اسلام را زنده نگه داشته!

تاريخ دمرى/ باب چه چيزى اسلام را زَنده نگه داشته؟


+++++++++++++++++++


حسین به روی دوش حسن رفته بود و از آن بالا رو به پیر مردان سخنرانی میکرد.

آن معصوم فرمودند: من چراغ مسجد را خاموش می‌کنم و هر کی‌ میخواد اشتباه وضو بگیره، بگیره...

وقتی‌ چراغ‌ها خاموش شد تازه فهمیدند ظهر است و احتیاجی به لامپ‌ها ی روشن نیست،

از آن روز پیر مردان ایشان را ( حسین کنفت ) صدا میکردند.

پایان حدیث


******************


"این محرم و صفر است که قیمه را زنده نگه داشته ."
فرازی از خطبه ی خشتک شکن امام نقی در هیأت محبان ابولفرض ِ سامراییان مقیم مرکز


&&&&&&&&&&&&&&&&&&

امام نقی :در عجبم از آن دسته از پارسیان که خاوران دهه ی شصت را به یاد نمی آورند در حالی که برای مراسم نوره کشی سال شصتم هجری در کربلا ،اشکشان چون نهر جاری می شود 

(کتاب: بی خردان انصاف دهید کدامشان مظلوم ترند ؟_ همه صفحات)

%%
%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%


امام نقی(ع) در صحرای کرنقا رو به سپاهیان دژمن فرمودند: اگر دین ندارید لااقل کمپینم را لایک کنید.



>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>


پارتی را خیلی دوست دارم
به خصوص اگر با کنیزکان همراه باشد و به قیمه ختم شود.
امام نقی و شرح آیه شریفه ی (محرم همان حسین پارتی است


؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


امام نقی تبر به دست وارد شد و به سمت بت بزرگ رفت . تبر را بالا برد که بر فرق سر بت بزرگ کوبیده و آن نماد کفر و شرک را از بین ببرد که بت سرش را خم کرد و با زانو ضربه ای کاری به ذوالنعوذ امام وارد آورد .

 امام نقی که بر روی زمین افتاده بود و از درد به خود میپیچید بالای سرش را نگاهی انداخت و دید تمام بت ها دورش جمع شده اند ، گفت : آخه این چه وضعیه؟ مگه شما بت نیستید؟ نباید بتونید تکون بخورید و از خودتون دفاع کنید!

 بت ها که ماسک های خود را از صورت برمیداشتند خنده ای کرده و هرکدام تف غلیظی بر سر و صورت نقی انداختند ، بت بزرگ گفت : احمق ، اینجا خیلی وقته شده تالار سنگلچ سامرا ، ما هم داشتیم برای نمایش امشب تمرین میکردیم که اسمش هست "ابراهیم اسکل میشود " .  

نقی که بغض کرده و چانه اش میلرزید دوان دوان به منزل و آغوش سوسن پناه برد .
نقی و عقب افتادگی فرهنگی


######################


امام تبر به دست وارد شد و همه ی بتها را شکست.
وقتی داشت خارج می شد چند بچه بت را هم که این سو و آن سو بودند خورد کردند.

هنگام خروج نگهبان او را دید و گفت: چه کسی این کار را کرده؟
امام پاسخ داد نمیدانم.لابد بتها دعوایشان شده.
نگهبان گفت: چرا مزخرف میگویی.بت دیگر چیست؟ اینها همه مجسمه باستانی بودند.امام سردر ساختمان را نگاه کرد و این عبارت را بر روی تابلو دید."موزه ملی سامرا"

در نتیجه امام فورا از محل متواری شد و پلیس سامرا او را تحت پیگرد قرار داد.امام وارد غاری شد و از کبوتر و عنکبوت خواست تا لانه و تار بسازند.اما آنها در پاسخ گفتند:الان اگه بتن ریزی هم کنیم فایده نداره.
اندکی بعد امام به دست نیروهای عباسی سپوخته شد و به جرم تخریب آثار فرهنگی به زندان افتاد.‬


++++++++++++++++++++++

گلچین جوکها و حکایات محرم 15 آبان 1392


اعضای تیم مذاکره کننده هسته ای امام: شمقدر، ابولاشی، عفیر و دو صندوق موریانه‬

*******************

امام پس از آن که پی برد از این به بعد کفار همیشه یک نسخه از قراردادهای خود را اسکن گرفته و بر روی کامپیوتر نگهداری میکنند، دستور داد تا اباموریانه کلاس پیشرفته برنامه نویسی و هک برای رزمندگان موریانه برگزار کند.
مکرو و مکرنقی والنقی خیر الماکرین

((((((((((((((((((((((((((((((((


امام نقی تمام عمر گرانمایه خویش را صرف حفظ و حراست از بیضه اسلام نمودند ولی متاسفانه بدلیل سهل انگاری های شخصی و خباثت خواصی چون شمقدر و عفیر حتی قادر به حفظ شوشول عسکری هم نبودندچه برسد به آن بیضه متورم.
خدمت و خیانت خواص-جلال ال احمق-جلد زرده


______________________


نقل است جوانکی زیر ابرو برداشته و موقشنگ با فَروَهَری در گردن خدمت امام رسید و گفت :یا نقی من از این آخوندا بیزارم ولی خداییش تا ذکر امام حسین رو میشنوم گریه ام میگیره یا داستان جوانمردی عباس مو به تن ادم سیخ میکنه ،جدا از این ملا بازی ها مساله امامان ما جداست ،چرا اینو نمیفهمید؟
امام با پخی ذوالنقار به باسن جوان زدند و فرمودند دو چیز پایان ندارد شقاوت عرب و حماقت عجم.سپس بادی رها کردند و پتو برسرکشیده و خوابیدند.
نقی امامی برای تمام فصول-جلدزرده

(((((((((((((((((((((((


نقل است كه در ظهر ناقورا يكى از ياران حسين به پشت خيمه ها رفته و مشغول بول كردن بود كه ناگهان نقى(ع) از راه رسيده و با ذوالنقار آلت او را از بيخ بريد! صحابه فرياد برآورد:يا نقيييييييييييى! چه كردى! حضرت(ع) با عصبانيت فرمودند: مردك! اباعبدالله دارد از تشنگى تلف مى شود، آن وقت تو اينگونه آب را هدر مى دهى؟
سيره نقوى، نقى در ناقورا، راوى كلب آستان نقوى


+++++++++++++++++++++++

تماس تلفنی عفیر (مذاکره کننده امام با عباسیون) با امام
نقی (ع): یالا بنال ببینم چی غلطی کردین آخرش
عفیر: امضا کردیم رفت. هر چی گفتن قبول کردیم. تحریمها هم ورداشته شد.موریانه ها رو هم فرستادیم سراغ قطعنامه.
نقی (ع): خوبه.پس دیگه حله. به فضل الهی حل شد.دیدین بالاخره با تدبیر خودم حلش کردم؟
عفیر: یا نقی فقط یه مشکلیه.
نقی(ع): بنال بینم.
عفیر : متاسفانه عباسیون قبل از ورود هیئت ما اتاق مذاکرات را سم پاشی کرده بودند و تعداد زیادی از رزمنده های موریانه به شهادت رسیدند.
نقی (ع) در حالی که آب دهان خود را قورت میداد: حالا دقیقا بگو چیا رو امضا کردین؟
متاسفانه تماس قطع شد ولی به نقل از منابع آگاه، امام در قطعنامه موظف شده علاوه بر برنامه هسته ای، سوسن، عفیر شمقدر، ابولاشی، خمس زکات سالانه، عبای مبارک، زیر شلواری، شورت، شوشول عسکری و بسیاری اقلام دیگر را دو دستی تقدیم عباسیون کند.
چالشهای امام و دیپلماسی موریانه در قرن ۲۱


@@@@@@@@@@@@@@@@@@


تحليل شما از جمله فوق چيست, ما دوست نداريم زندانى داشته باشيم!
شاگردان همصدا, همه را دار ميزنيم.
امام آفرين حقا كه شما فرزندان اسلام هستيد!

بر اساس ايده اى از فرهاد نيكى ١٠


^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^

نقی را گفتند چرا جدتان علی را ابوتراب(پدر خاک) گویند؟؟
 حضرت از بین دو انگشتانش تصاویر ذبح شرعی یهودیان بنی قراضه را نشان دادند و فرمودند از بسیاری بی گناهیانی که بدستش بخاک افتادند . در ضمن ما اهل بیت بهش میگیم گور کن الائمه

نقی و جد منحوسشان- جلد زرده


%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%


امام نقی در دشت کرقلا یک تنه مقابل سپاهیان معتصم ایستاده بود,تمام یارانش را از دست داده بود, سپاهیان دل سیاه معتصم امام را محاصره کرده بودند,نقی راهی جز تسلیم یا مرگ نداشت,که لامپی بالای سرش روشن شد,سجاد را سروته کرد,دشداشه را زد بالا,گلنگدن سجاد را کشید,و جنگ را پیروز شد...پیروزی اسهال بر شمشیر را مدیون تفکر اسلامی نقی هستیم.

$$$$$$$$$$$$$$$$$$$


در یک مراسمِ عزاداری برای سالار شهیدان امام حسین ( ع ) زنی‌ چادر مشکی‌ داشت با تحقیر ، به دختری با مانتو و رو سری و بدون چادر، نگاهی‌ از بالا به پایین میکرد،

صاحب عزا که تازه از مکّه برگشته بود !، داشت با نگاهی‌ پر از تحقیر به تعدادی سینه زن که هنوز به مکّه نرفته بودند ، نگاه میکرد ، ..

نوحه خوان که صدایش نازک و جیغ جیغو بود ، نیز با حسادت و تنفر به نوحه خوانِ بعدی ، که صدایش خسته و داریوشی ابی‌ای بود، نگاه میکرد.

بر گرفته از کتابِ چسی‌های شیعئ مذهبی


##################

ابن مضمهل روایت میکند که روزی در ایام محرم حضرت را سوار بر شمقدر دیدم با کوهی از دیگ و قابلمه و ظروف دیگر که پر بود از غذای نذری. بر خاک (در روایتی چاک) ماتحتشان بوسه ای زده و پرسیدم: یابن رسولولا. مگر غذای نذری را برای تبرکش نمیگیرند؟ چه خبر است؟ کمر شترتان زیر این بار سنگین شکست. 

حضرت که نگران بود به عدس پلوی هیئت سرکوچه نرسد با عجله فرمود: اون واسه شما عوام کالانعامه که با یه قاشق متبرک میشید. ما خاندان ائمه دوزمان بالاست! حالا هم نمیخواد خشتک بدری. برو در خونه ما به عسگری بگو دیگ برداره بره هیئت پایین محل .ته دیگم یادش نره. منم میرم هیئت ژاپنیهای مقیم مرکز سوشی نذری بگیرم....

خندق بلای ائمه - ص 69

!!!!!!!!!!!!!!!!!!

امام نقی (ع) یکه و تنها مقابل سپاهیان معتصم در دشت کرقلا ایستاده بود,از چاک ماتحت نوره کشیده اش عرق میریخت,زخمی بود و نا نداشت,حضرت با نا امیدی ندای "هل من ناصر ینصرنی " سرداد,که ناگهان لشکری از جنیان بر حضرت ظاهر شدند,امام چند دقیقه به لشکر اجنه زل زدند,شمشیر را انداخته و ندای "فزت ورب الکعبه" سر داد و از ترس به سمت لشکر معتصم دوید,اما متاسفانه یکی از خندق های زمان غلمان پارسی ,پر نشده بود و حضرتش با مغز به درون خندق سقوط کرد و شهید شد.

مظلوم حسین نبود ، مظلوم من هستم که در گمنامی زندگی کردم و در گمنامی مردم و پسری بی شوشول پس انداختم که خاندان عثمت و طهارت را به باد داد و آنقدر بدبختم که این شیعیان حتی برایم قیمه هم نمیپزند .
درد و دل امام نقی با شاه نقکران در حومه ی سامرا

^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^

خبر جدید:
حضرت سریعا دستور تاسیس هیئت متوسلین به شمقدر و عفیر(ص) را دادند تا در مقابل جدشان کم نیاورند

هیئت متوسلین به ذوالجناح در استان مرکزی! 

 

؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

 


اگر می خواهید جدم سجاد شفیع شما در روز قیامت شود شله زرد !!! اگر مایلید علی اصغر شفیع شما شود شیر برنج ،اگر دوست دارید عبل فرض شفیع تان شود کله پاچه و اگر می خواهید جدم حسین شفیع تان شود قیمه نذری بدهید (امام و تصویر سازی عاشورا با استفاده از غذاهای نذری)

*************


از امام پرسیدند: آیا شما هم به این موضوع اعتقاد دارید که «به هر چی که بخندین، سرتون میاد؟»
امام فرمود: چگونه اعتقاد نداشته باشم، در حالیکه خودم پس از خندیدن به یک نادان که ادعای امامت میکرد، امام شدم...

امام و قضا و قدر


&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&


از معجزات امام نقی (عن)این بود که در ماه محرم با اینکه شهرک غرب زندگی میکرد اما شیعیانش, او را در میدان 41 نارمک و خیابان بهار تهرانپارس مشاهده میکردند.‬


%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%